قهرمان ميرزا عين السلطنه
1835
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قرض خارجى و بدانيد تمام اين ابتلا و گرفتارى اصلاح امور ممكن نمىشود مگر با داشتن پول و پول امروزه براى ما ميسر نمىشود مگر در صورت يك استقراض كلى و آن هم ممكن نمىشود مگر از خارجه و آن عقيدهء اوليهء شما كه بر ضد استقراض خارجى بود به كلى لغو و غلط [ است ] . چنانچه بعد از يك سال با آن همه مذاكرات و افتضاحات ديديد بانك ملى تشكيل نشد و نخواهد شد . اين است علمى و تجربهاى كه در اين مدت تحصيل شده و ممكن نيست تهيهء پول مگر بوسيلهء استقراض خارجى . پس بايد جدا و اكيدا در مقام تهيه و تحصيل برآئيد . و خارجه را مطمئن نمائيد قرض بدهند . قرض خارجى هم ننگ نيست و تمام دول معتبره مقروض به دول ديگر هستند و ابدا سلب اعتبار دولتى آنها را نمىكند . چون در به دو امر صحبت استقراض بود بقدرى وكلا نفرت كردند و بد گفتند و از بانك ملى شاهنامه خواندند كه حساب نداشت . همين تنفر و صحبت آنها باعث شد كه بانك روس و انگليس پول نداد تا بدانند تفصيل از چه قرار است و به اين روز گدائى و فقر و مسكنت افتاديم كه خدا نصيب هيچ ملتى نكند . مجلس سياسى و مدنى عرض ديگرى كه مجبوريم از آنها ( يعنى وكلا ) استدعا كنيم اين است : مجلس خودتان را مجلس مذهبى قرار ندهيد . اينجا پرانتس زده ( قبل از اينكه عرضم تمام شود از اين يك كلمه تكفيرم نفرمائيد ) يعنى ابدا نبايد بر خلاف شرع انور حكمى از مجلس صادر شود ولى اصرار نداشته باشيد كه هر حكمى صادر شود حتما آن را با قوانين شرعيه تطبيق نمائيد كه اين مسئله اسباب زحمت فوقالعاده مىشود . مجلس شما مجلس سياسى است و مدنى نه مجلس مذهبى . شاه هم مثل مخلوق است پس از آن به شاه پرداخته و بسيار نصيحت كرده و تهديد نموده ، بسيار مفصل [ تر ] از آنها كه هزار مرتبه خوانده و شنيدهايم . لوئى شانزدهم وقتى كه به لباس مبدل فرار كرد در شهر وارن توقيف شد . مردم اجماع كردند كه شاه را تماشا كنند وقتى كه از پنجرهء اطاق خودى نشان داد اهالى شهر خيلى تعجب كردند كه شاه هم مثل خود آنهاست . مقصود اين است قربان اهالى ايران هم فهميدهاند كه پادشاه مثل ساير مخلوق است . در عالم بشريت فرقى ندارد و اگر اين تجملات را كه خودشان براى او مهيا ساختهاند از او بردارند مثل نايب محمد على يا حسن شيشهبر است و وقتى پادشاه آنهاست كه به شرايط پادشاهى